حسن الحسيني الخراساني القوچانى ( آقا نجفى قوچانى )

6

وصاياى ارسطو به شيماس ( شرح رساله تفاحيه ) ( فارسى )

شهاب الدّين سهروردى ) در كتاب تلويحات و مولانا قطب الدّين علّامه در شرح حكمة الاشراق ، اين شهود را به افلاطون نسبت كرده‌اند و دور نيست كه هر دو را واقع شده باشد » « 1 » سهروردى فيلسوف اشراقى مىگويد : ما حكيم را حكيم نمىدانيم مگر وقتى كه بتواند با ارادهء خود خلع بدن نمايد ، نظير اين سخن را از حكيم محقّق ، مير داماد پايه‌گذار حوزهء علميهء اصفهان و استاد ملّا صدرا نيز نقل كرده‌اند . ارسطو هدف زندگى را سعادت و خوشبختى مىداند و شرط سعادت را زندگى عقلانى ! ويل دورانت در كتاب تاريخ فلسفه‌اش مىنويسد : در نظر ارسطو ، براى وصول به كمال و فضيلت يك راه هست و آن راه وسط و اعتدال است . مترجم تاريخ فلسفهء ويل دورانت - آقاى عبّاس زرياب - در اينجا به جهت مناسبت مطلب ، عبارت ذيل را از على عليه السّلام در متن كتاب ( صفحهء 113 ) مىآورد : « اليمين و الشمال مضلة و الطريق الوسطى هى الجادة » انحراف به راست و چپ گمراهى است و راه ميانه ، راه درست است . ارسطو پس از ترك آتن در سال 322 پيش از ميلاد درگذشت . بابا افضل كاشانى افضل الدّين محمّد بن حسين كاشانى معروف به بابا افضل ( متوفّى 707 ه ق ) از حكما و ادباى قرن هفتم است كه بيشتر عمر خود را در اين قرن گذرانده ، بعضى از روى اشعار و آثار او و از اينكه بعضى از شاگردان بابا افضل اهل سير و سلوك و اهل باطن بوده‌اند و خود به‌طور فراوان آيات و احاديث را در اين جهت تأويل كرده است و همچنين اختصاص بعضى از آثارش را به تزكيه و تهذيب نفس و ترجمهء رسالهء تفاحيّه ( همين اثر ) گرايش وى را به عرفان نيز به وضوح مىرساند . در فضل و عظمت بابا افضل همين‌قدر بس كه خواجه در يك رباعى او را به بزرگى مىستايد و افضل زمان معرّفى مىكند : « گر عرض دهد سپهر اعلا * فضل فضلا و فضل افضل از هر ملكى به جاى تسبيح * آواز آيد كه افضل ، افضل ! ! »

--> ( 1 ) - شرح ميبدى بر ديوان منسوب به امير المؤمنين عليه السّلام مطبوع در حاشيهء شرح نهج البلاغه لاهيجى ، صفحهء 13 - 12 .